السيد ثامر العميدي ( مترجم : عليزاده )

119

المهدي المنتظر ( ع ) في الفكر الإسلامي ( در انتظار ققنوس ) ( فارسى )

بدانيد كه فرا خوانده شدم ، و اجابت كردم . من دو چيز گرانقدر در ميان شما باقى مىنهم كه يكى از آن دو بزرگتر از ديگرى است ؛ كتاب خدا و خاندانم . پس بنگريد [ و مراقب باشيد ] كه در قبال اين دو چگونه جانشينى براى من خواهيد بود . آن دو هرگز از يكديگر جدا نخواهند شد ، تا در حوض بر من وارد شوند [ و به من ملحق گردند ] خداوند مولاى من است و من ولىّ هر مؤمنم ؛ هر كس كه من مولاى اويم ، على عليه السّلام مولاى اوست . بارالها ! دوستدار او را دوست دار و دشمن او را دشمن بدار . « 1 » ابو سعيد خدرى از رسول خدا صلّى اللّه عليه و إله و سلم اين‌گونه نقل مىكند : 3 من در ميان شما چيزى بجاى مىگذارم كه اگر بدان تمسّك جوييد ، هرگز پس از من گمراه نخواهيد شد ، يكى از آن دو از ديگرى بزرگتر است ؛ كتاب خدا - كه ريسمان كشيده شده از آسمان تا زمين است - و عترت و خاندانم . اين دو هرگز از يكديگر جدا نخواهند شد تا در حوض بر من وارد شوند . پس بنگريد [ و مراقب باشيد ] كه در قبال اين دو چگونه جانشينى براى من خواهيد بود . « 2 » اين همه ، 4 افزون بر تأكيدات مستمر حضرت رسول صلّى اللّه عليه و إله و سلم بر اقتدا به اهل البيت عليهم السّلام و طلب ارشاد و هدايت از ايشان و هشدار دادن نسبت به مخالفت با ايشان است كه گاه با « كشتى نجات » يا « امان امت » و گاه با « باب حطّه » ناميدن آن بزرگواران إظهار مىشد . در حقيقت ، صحابه نيازمند پرسش از رسول خدا صلّى اللّه عليه و إله و سلم و توضيح آن حضرت براى شناختن « اهل البيت » نبودند زيرا حضرت را مىديدند كه روز مباهله در حالى خارج شد كه غير از « اصحاب كساء » كسى با ايشان نبود و حضرت در آن روز خطاب به خداوند سبحان عرضه داشت : بار خدايا اينها خاندان من‌اند . و صحابه بهترين افرادى بودند كه مفهوم اين كلام نبوى را درك مىكردند و مىفهميدند كه اين سخن ، دلالت بر حصر اهل البيت در همان اصحاب كساء دارد . آيا نه ماه - طبق نقل ابن عباس - توقف كردن حضرت مقابل در منزل حضرت فاطمه عليها السّلام در هر صبح و قرائت آيه‌ى شريفه‌ى :

--> ( 1 ) . مستدرك الحاكم / ج 3 / ص 109 . ( 2 ) . سنن ترمذى / ج 5 / ص 662 / ح 3786 حديث ثقلين را بيش از سى و چند تن از صحابه روايت كرده‌اند و عدد روات آن در طول اعصار به صدها تن بالغ گشته است . ر ك : حديث الثقلين ، تواتره و فقهه / سيد على حسينى ميلانى / صص 47 - 51 .